تبليغاتX
مقراض تناقض!
انشا الله چيزي نخواهم نگاشت تا ذهن ناظران را به مقراض تناقض بگزد!
 شعری در مورد سروش!
 

                          

 

 

کفر خواندند رقیبان کر و کور، کلامت

لال ماندند سَلیمان که بگویند سلامت

شرم بادا به مسلمانی آن‌ها که به نفرت

جعل کردند به فرمان بتان، جانِ کلامت

شعر می‌گویم و وحی است درآمیخته با من:

تو مسلمان‌تر از آنی که بخوانند به نامت

شیر را در شکر آمیخته‌ای نیک و عجب نیست

شیخ را این‌که به یک جرعه ببازد، چه ملامت؟

وحی باران شد و بر سینة سینای محمد

خلق شد مصحف قدسی و همین بود پیامت

تو نوشتی: "نه دلت مست نگاه و نفس اوست"

که شد از رایحة حضرت حق مست، مشامت

حافظ حرمت قرآن مجیدی و مجیدی

سنگ‌کیشانه کمر بسته به تکفیرِ مرامت

به نی از نالة این تهمت و تکفیر نوشتم

گفت: راهی نبرد این همه جز ره به ندامت

به "خداوند قلم" بگذر از این طعن که عمریست

ستاندند فقیهان، دل و دین را به غرامت!

 

فاطمه شمس

 

پی نوشت: ظاهرا بهترین نقد رو آیت ا... منتظری نوشته، من که هنوز نخوندم، بعد از خوندن همه ی نقدها یه جمعبندی می کنم!



|+| نوشته شده توسط آتبین محبتی در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387 | موضوع: |
 
 
بالا