تبليغاتX
مقراض تناقض!
انشا الله چيزي نخواهم نگاشت تا ذهن ناظران را به مقراض تناقض بگزد!
 فارسی شکر است

فارسی شِکر است

یا

رساله در حکمت مطلقه ی از ماست که بر ماست

**توجه: دیابتی ها نخوانند!

 

 

من آنم که در پای ماران نریزم    مر این قیمتی درّ لفظ دری را

 سلام و درود زیاد، به عدد حوری های بهشت شدّاد و هلو های بلوار سجّاد و قطرات اشک فرهاد و تواتر امواج فریاد و تیراژ ستون آزاد و آی کیو ی مجتبی نخعی راد! (که خدایش در جنّت کناد!)

تا کی جمودی و خمودی؟ تا کی رخوت و سست عنصری؟ تا کی بی همّتی و بی غیرتی؟ با شما هستم دوست عزیز! مگر تا کی می توان وجود این خیل عظیم واژگان بیگانه را در زبان شیرین پارسی کان لم یکن تلقّی کرد؟!

تا کی استعمال این مهملات و خزئبلات؟ آیا وقت آن نرسیده تا با تاسی به نومینالیسم، در سیرورت از جامعه ي گمینشافت به گِزشافت و در بطن دازاین پسا تجدّد، پارادایمی نوین خلق کنیم؟!!

آیا چگونه از خوبان پارسی گو نمای غرب زده و شرق زده ی هرهری مذهب و کلبی مسلک در استفاده بی حد و حصر از واژگان غربی و عربی خلع ید خواهد شد؟ 

تا کی نباید واژگان اصیلی چون سیخکی، دیوسوسمار و وب دزدك را جایگزین کلمات مضلّ و مضرّی چون مستقیم، دایناسور و هكر کرد و قس علی هذا فعلل و تفعلل؟!!

ای دانشجو نمایانی که اگر قضای حاجت و حاجتِ  غذا نباشد، دست از خواب نمی شویید! هیچ می دانید که زبان فارسی در یونسکو، لهجه ی سی و سوم عربی محسوب می شود و هذا هو النامطلوب؟!!

براستی آیا نمی توان قاموس فربه فارسی را بسط داد و برای کلمات مستحدثه به لطایف الحیل معادلات فصیح و بلیغ یافت؟ (یا اگر لازم شد، بافت؟!)

آخر تا کی باید دل های بریان وچشمان گریان فارسی زبانان منتظر وقوع حرکتی جدّی باشد؟ آیا این غارت ها را غیرتی در پی نخواهد بود؟

و سخنی با ستون آزادی ها:

متاسفانه دیر زمانی است که جمعی از بوالفضولان و شوخ چشمان و مستان، مستور بر مصطبه ی سیاست و ریاستِ جریده ی دریده ی ستون آزاد نشسته اند و رمه سترگ رمّالان و زبان درایان را بر مسند شاعری نشانده اند تا رشته های پارسی را پنبه کنند و به ناثرانِ ناتراشیده نواله داده اند تا درّ لفظ دری را به پای ماران! بریزند و دشنه ی دشنام و شعر بی شعورشان را دژخیمانه در قلبِ قندِ فارسی فرو برند و مادیان وقاحت در میدان فضاحت بدوانند و از افترا و افتضاح هیچ کم نگذارند!

اكنون ماييم كه بايد به كيمياي صبر، آن بلاي صعب را دور كنيم و به قدر قدرت خويش، چه عاجلاً و چه آجلاً كتابچه اي در پاسخِ اين دايره المعارف زشتي و پلشتي فراهم آوريم و با توليد مازاد بر نياز شكر فارسي، ضمن مضمحل كردن مافياي شكر، صادرات غير نفتي را افزايش دهيم تا همگان اعتراف كنند كه:

شكّر شكن شوند همه طوطيان هند    زين قند پارسي كه به بنگاله مي رود

و من باب موخره، از آنجا كه راقم اين سطور در دهه سوم عمر پر بركت خود مي زيد، لذا سخنان نغز و پر مغزش را اينچنين به پايان مي برد:

بسي رنج بردم درين سال سي    عرب زنده كردم بدين پارسي!

 

توضيح واضحات:

·         راقم اين سطور هيچ گونه سر و سرّي با سردبير معزز و معظم نشريه ندارد!

·         قوت غالب راقم اين سطور، شير پاستوريزه شتر و گوشت كبابي  سوسمار مي باشد!

|+| نوشته شده توسط آتبین محبتی در شنبه هفدهم آذر 1386 | موضوع: |
 
 
بالا