
فرد مورد نظر به تاریخ 1/1/1348 در شهر زیبا و ورزشکار پرور اردبیل به دنیا آمد. وی از بدو تولّد، طبیعتی عجیب داشت. به شهادت مسئولین بیمارستان محلّ تولدش، قدّ او در زمان به دنیا آمدن حدود 150 سانتی متر بوده است که بلافاصله در کتاب رکوردها((گینس)) به ثبت رسید و به اعتراف شاهدان عینی، "جِین وبِستِر" ایدهی نوشتن رمان ماندگار "دایی لنگ دراز" را که بعدها نامش به "بابا لنگ دراز" تغییر پیدا کرد، از او گرفته بود! وی از همان عوان تولّد در برابر انواع و اقسام تعویضها از جمله تعویض پوشک مقاومت میکرد و بدان تن نمیداد. در برخی منابع معتبر از جمله تاریخ بیهقی نقل است که در سه روزگی، بر سر سهمیهی شیر خشک((در برخی منابع "سِرِلاک!")) با نوزاد بقل دستی اش به زد و خورد پرداخت و با ضربهی سری جانانه، بینی طرف را شکست و او را منهدم و مزمحل نمود! و اینچنین بود که استعداد شگرفش در زدن ضربات سر کشف شد.
در پنج سالگی و با وجودی که تقریبا تمام کلمات فرهنگ معین را از بر بود، هنوز "خداحافظی" را یاد نگرفته بود! و این بهت و حیرت اطرافیان و آشنایان را به همراه داشت. وی چندی بعد، تحصیلات خود را در دبستان "شریف" آغاز نمود و در این راه از خود کارنامهی خوبی به یادگار گذاشت. با وجود این که معلّم ورزشش او را برای والیبال و بسکتبال در نظر داشت، وی به ورزش مفرّح فوتبال روی آورد و در اندک مدّتی به مقام کاپیتانی تیم منتخب دبستانش رسید. پست او مهاجم بود که از قضا با روحیاتش نیز سازگاری بی نظیری داشت.
وی در این دوران الگویش بازیکنانی چون "یان کولر" و "پیتر کراچ" بودند و با "پروین اعتصامی"، "دیگو مارادونا" و پسر "ابوالقاسم فردوسی" میانهی خوبی نداشت!
وی در نهایت، هنگامی که در سال آخر دبیرستان بود، با جهد و جهاد بسیار توانست کلمهی "خداحافظی" را یادگرفته و از تیم منتخب دبستانش وداع کند! امّا در حدود دو سال پس از آن به عنوان سرمربی به این تیم بازگشت. از آن موقع تا به حال خبری از وی در دست نمیباشد.
آیا میتوانید حدس بزنید که او کیست؟
اين مطلب در تاريخ ۱۵ اسفند ۸۷ در جريده ي جليله ي قدس، به زيور طبع آراسته شد.
|
+| نوشته شده توسط آتبین محبتی در دوشنبه نوزدهم اسفند 1387 | موضوع: |