تبليغاتX
مقراض تناقض!
انشا الله چيزي نخواهم نگاشت تا ذهن ناظران را به مقراض تناقض بگزد!
 مسئله ی "باید" و "است"...
 

                    

 

 گویند از کشفیات مهم و ارزنده ی دیوید هیوم است که "ارزش" از "دانش"، "تکلیف" از "توصیف" و "باید" از "است" بر نمی خیزد . البته منظور ما از "باید"ها، "باید"های اعتباری و هنجاری است.  به قول شاعر:

     عقل اگر صد شگرد انگیزد *** "باید" از "است" بر نمی خیزد!

حال خوب است که نیم نگاهی به یک مثال عینی که در آن نویسنده مرتکب این خطا شده و "باید"ی هنجاری را از یک "است" استخراج کرده، داشته باشیم:

 

     دوش مرغی به صبح می نالید *** عقل و صبرم ببرد و طاقت و هوش

     یکی از دوستان مخلص را       ***          مگر آواز من رسید به گوش

     گفت باور نداشتم که تو را      ***    بانگ مرغی چنین کند مدهوش

     گفتم این شرط آدمیّت نیست ***    مرغ تسبیح گوی و ما خاموش!

 

همانگونه که مشهود است، جناب سعدی در بیت آخر از یک "است" (تسبیح گو بودن مرغ)، یک "باید" (لزوم تسبیح گویی انسان) را نتیجه گرفته!

آری، نه از وجود اختلاف بین نژادهای مختلف بشری می توان به تبعیض نژادی رای داد و نه از وجود تضاد در طبیعت (دیالکتیک) می توان لزوم مبارزه را استخراج کرد و نه از فطری بودن خدا پرستی(اگر ترازویی برای تشخیص فطری ها از غیر فطری ها موجود باشد) می توان بر لزوم خدا پرستی تاکید کرد. و در یک کلمه نمی توان از علم، مستقیم به اخلاق پل زد و اخلاقی علمی بنا کرد که نه ممکن است و نه مطلوب.

*نکته مهم: در هیچ آیه ای از قرآن، پس از دادن خبر تسبیح طبیعت، به لزوم تسبیح گویی انسان امر نشده است!

برگرفته از کتاب "دانش و ارزش"، نوشته ی "عبدالکریم سروش" ، با مقدار زیادی تغییر و تصرّف!

|+| نوشته شده توسط آتبین محبتی در پنجشنبه دوم اسفند 1386 | موضوع: |
 
 
بالا