در سالیان اخیر بارها و بارها تلاش شده تا حمایت و/یا دشمنی امریکا از/با جریان یا جریاناتی در سپهر سیاسی کشور به تنهایی شاخصی برای بر باطل یا بر حق بودن آن جریانات معرفی شود. نوشتار پیش رو تلاشی است برای توزین این مدعا در ترازوی منطق و به دست دادن میزان قوت و قدرت این نوع استدلال در اثبات مطلوب. لذا ابتدا این استدلال را صورت بندی می کنم و سپس توضیحات مربوطه را مکتوب می کنم.
شکل استدلال کمابیش به یکی از دو صورت ذیل بیان شده است:
شکل اول:
مقدمه اول: امریکا از فلان گروه(اندیشه، جریان و...) حمایت می کند.
مقدمه دوم: هر گروهی که امریکا از آنان حمایت می کند باطل است.(معمولن این قسمت ذکر نمی شود)
نتیجه: فلان گروه(اندیشه، جریان و...) باطل است.
شکل دوم:
مقدمه اول: امریکا با فلان گروه(اندیشه، جریان و...) دشمنی می کند.
مقدمه دوم: هر گروهی که امریکا با آنان دشمنی می کند حق است.(معمولن این قسمت ذکر نمی شود)
نتیجه: فلان گروه(اندیشه، جریان و...) حق است.
حال می پردازم به تحلیل این استدلال. همان گونه که مشاهده می شود این استدلالات از دو مقدمه و یک نتیجه تشکیل شده اند. به نظر می رسد که بر اساس قواعد منطق سوری، مشکلی متوجه استدلالات نیست(تکرار حد وسط و...)، پس می پردازیم به محتوا. اگر مقدمه اول هر کدام از این دو استدلال را بپذیریم و در آن چون و چرا نکنیم به مقدمه دوم می رسیم. در باب این مقدمات دوم چه می توان گفت؟ به نظر می رسد که مستشکل می تواند این گزاره ها را به همین نحو نپذیرد، لذا مدعی باید له این مقدمات که ((هر گروهی که امریکا از آنان حمایت می کند باطل است)) و ((هر گروهی که امریکا با آنان حمایت می کند حق است)) دلیل اقامه کند. یعنی با استدلال باید نشان دهد که اساسا امکان ندارد (ولو یک مورد) که امریکا از گروهی، اندیشه ای یا جریانی حمایت کند و آن گروه، اندیشه و یا جریان حق باشد و بالعکس.
به نظر نگارنده نه تنها مدعیان این قبیل استدلالات از آوردن چنین ادله ای ناتوانند که به سهولت موارد تاریخی را می توان به یاد آورد که درست خلاف آن هاست. اجازه بدهید بپردازیم به کلیه شقوق ممکن:
۱- امریکا از موردی حمایت کند و آن مورد حق باشد.
۲- امریکا از موردی حمایت کند و آن مورد باطل باشد.
۳- امریکا علیه موردی باشد و آن مورد حق باشد.
۴- امریکا علیه موردی باشد و آن مورد باطل باشد.
این چهار شق حصری منطقی را تشکیل می دهند و به نظر می رسد اگر بر اساس منطق ارسطویی پیش رویم شق پنجمی متصور نیست. حال می توان تلاش کرد و برای هر کدام از این موارد تعیین مصداق نمود. تعیین مصداق برای شقوق یکم و چهارم مدعای مدعیان را ابطال خواهد نمود.
مورد اول: به نظر می رسد مواردی مانند حمایت امریکا از برخی جنبش های مردمی (مانند جنبش مردم لیبی علیه قذافی) از جمله مواردی است که می توان در این راستا ذکر نمود.
مورد دوم: یکی از بارزترین نمونه های این مورد بلاشک حمایت های همه جانبه امریکا از جنایات رژیم غاصب اسراییل است.
مورد سوم: مخالفت امریکا با برخی حکومت های مردمی (کودتا علیه دولت مصدق) و همین طور مخالفت با عضویت کشور فلسطین در سازمان ملل متحد از مصادیق این مورد می باشد.
مورد چهارم: مبارزه امریکا با طالبان در افغانستان و پایین کشیدن حکومت صدام حسین را می توان در این باره ذکر نمود.
به هر کدام از موارد بالا می توان مثال های متعدد دیگری نیز افزود. این موارد گویای آن است که اساسا به صرف موافقت و مخالفت امریکا با شخص، گروه، جریان و ... خاصی نمی توان در باب صواب یا ناصواب بودن آن ها قضاوت کرد و انتخاب دوستی یا دشمنی امریکا با امری نمی تواند ملاکی باشد برای قضاوت در مورد بر حق بودن یا نبودن آن امر.
علاوه بر این ذکر این نکته خالی از لطف نیست که کشوری مانند امریکا نه بر اساس حق بودن و نبودن امری، که بر اساس نافع بودن و مضر بودن امور است که در برابر آن امور مواضع خود را انتخاب می کند. اما مفید و یا مضر بودن یک چیز برای منافع امریکا یک بحث است و درست و غلط بودن آن بحثی دیگر. لذا باید هوشیار بود و از خلط میان آن ها اجتناب نمود.
پروردگار علیم و رحیم را عابد و حامدم که توفیق رفیق حقیر فقیر کمترین کمتر از قطمیر گشت و این پایان نامه عنقریب جامه طبع بر تن خواهد نمود. نگارنده امید میبرد که ارباب معرفت این خدمت خرد را از این خادم خاسر بپذیرند و خداوند کریم منان وی را در انجام کارهای سترگتر و فربهتر توانایی و توفیق بخشد. کار تکون و تطور این پژوهش مرا حاجتمند و آفرین گوی عزیزانی کرد که لازم میبینم مراتب سپاس خود را از ایشان ابراز دارم. یکم استاد معظم و معزز، جناب آقای دکتر م.م که جز به حمایتها و هدایتهای داهیانه ایشان، این کار به سامان نمیشد و کاروان این تحقیق راهی به دهی نمیبرد. و دیگر، استاد بصیر و کم نظیر، جناب آقای دکتر م.س که جای جای این پایان نامه مستمد و مستفید از راهنماییهای روشنگرانه ایشان است و به واسطه تضلع و احاطه کم نظیرشان بر موضوع، بیگمان رکن رکین و حبل متین این پژوهش بودند. همچنین آن سید مشفق و نیر مشرق و صاحب صادق و مخدوم موافق، جناب آقای مهندس م.ه که نگارنده بسی مرهون و مدیون قوت نظری و غیرت عملی ایشان بوده است. علاوه بر این از برادر نیک بین و نیک خواه، جناب آقای مهندس ع.ا و سرکار خانم ز.خ بینهایت سپاس گزارم که تجربیات ارزنده خود را خالصانه با نگارنده در میان نهادند.
بی شک من در این دفتر به قدر پیمانه خویش برداشتهام و به قدر دیده خویش دیده ام و قسمت یک روزهای را در این کوزه کردهام و ماحصل کار مسلما همانند محصولات بشری دیگر خالی از خلل نخواهد بود. لکن اگر در خطی خطایی هست و در نقطهای، نکتهای مغفول مانده مسبب و مسئول آن تنها راقم است و اگر حسنی و برکتی در آن نهفته محصول و معلول راهنمایی بزرگان بحر نوش طوفان آشامیست که در بالا ذکرشان رفت.
نگارنده امید میبرد که خستگی و افگاری اعزه استادان و دوستان، حظ وافر جامعه علمی کشور را در پی داشته باشد.

· محققان دانشگاه ماساچوست امریکا موفق به ارائه شیوهای ابتکاری در درمان قطعی تاسی سر شدند. به گزارش خبرگزاری سی ان ان در این روش از چسب قطرهای برای اتصال کلاه گیس بر سر فرد کچل استفاده میگردد!
· پژوهشگران دانشگاه صنعتی جغتای با افزودن نانولولههای کربنی به پلی اتیلن فوق سنگین موفق به تهیه نوع جدیدی از نانو الیاف پلیمری فوق مقاوم شدند. این الیاف که در آزمایشات اولیه نیرویی برابر با انفجار یک بمب اتم کوچک را با موفقیت تحمل کردهاند قرار است در آخرین و سختترین آزمون خود، در برابر فشار ناشی از هدفمندی یارانهها آزمایش شوند!
· نامرئی کردن اجسام امکان پذیر شد! به گزارش خبرگزاری ایسنا، دانشمندان پژوهشکده رویان اقدام به طراحی سامانهای برای نامرئی کردن اجسام کردهاند. گفتنی است طراحی این سامانه که چند ماه است به پایان رسیده با موفقیت بر روی حساب صندوق ذخیره ارزی آزمایش شده است. این سامانه به عنوان سوخت تنها از سوء مدیریت استفاده میکند.
· کارشناسان لابراتواری در کشور میانمار داروی جدیدی را کشف کردند. به گزارش واحد مرکزی خبر کارشناسان این لابراتوار با تکیه بر دوبوتامین و افزودن موادی چون زایلومتالوزین موفق به کشف این دارو شدند. با وجود این که این دارو در حال حاضر بر هیچ بیماری شناخته شدهای تاثیر مثبت ندارد، کارشناسان این لابراتوار قول دادند به زودی بیماری مناسب با این دارو را کشف و معرفی نمایند!
· در اتفاقی نادر یک کشاورز کرمانی نام خود را به عنوان پژوهشگر سال کشور ثبت کرد. نامبرده که دارای مدرک پست دکتری از یکی از دانشگاههای معتبر پایتخت میباشد با تلفیق دو نوع سم و سه نوع کود، محلولی موثر برای مقابله با آفت موسوم به آفت بادمجان بم ساخته است. در همین راستا یکی از مسئولین استان کرمان به بادمجان کاران این استان قول داد تا این سم جدید به زودی به صورت انبوه با قیمت مناسب در اختیار کشاورزان قرار گیرد.
· درمان قطعی چاقی در خلال تور روسیه؛ به گزارش خبرنگاران بدون مرز از مسکو یک شرکت مسافری در روسیه به تازگی با وعده کاهش چشمگیر وزن مشتریان خود، با دریافت هزینهای اقدام به برپایی تورهای اردوگاههای کار اجباری در سیبری میکند. به گفته رییس شرکت کلیه مشتریانی که زنده دوران این تور را پشت سر گذاشتهاند از وضعیت کاهش وزن خود ابراز رضایت کردهاند.
این مطلب در اولین شماره کشوری ستون آزاد به طبع رسید.

مردان بدنام تاریخ از جمله مظلومترین انسانهای روی زمیناند.
چرا که اکثر آنها معلول شرایط نامساعد جوی و محیطی میباشند و احدی هم جرات و جسارت بیان
نکات مثبت آنان را ندارند. به عنوان مثال شاید کمتر کسی بداند مرحوم آدولف هیتلر-آزاد
مردی که یک تنه در برابر تمام ارتش سرخ شرق و سیاه غرب جنگید- از بیت المال ثروتی
نیندوخت، مشروب نمینوشید، گیاه خوار بود و زن بارگی و هرزگی در قاموسش جایی
نداشت. اما صد افسوس که اکنون قلم در کف دشمنان این چهرههای تابناک و مشعشع است! جگر
انسان از دیدن این حجم عظیم توهین و تخریب شرحه شرحه میشود و گوش آدمی خون گریه
میکند! چگونه میتوان ساکت نشست و تماشا کرد که به ثمن بخس بر آبروی انسانها چوب
حراج بزنند؟! چقدر میتوان به افسانه پروران فرصت داد تا اسب فضاحت در میدان وقاحت
برانند؟! نه! هرگز راقم این سطور را با راکبان آن ستور سر سازش نیست و بر آن است
تا از آدم تا زمان حاضر حق ضایع شده چهرههای تاریک تاریخ را با انوار حقیقت روشن
سازد. اندر حکایت قابیل: شما را به خدا، کسی
را تصور کنید که هیچ قوم و خویشی ندارد، نه مادر بزرگی که برایش قصه بگوید، نه
خالهای که آش کَشکَش را بخورد، نه دختر عمهای که با او خاله بازی کند و نه هیچ
فامیل درجه دو و سه دیگر. مفلوکی را در نظر آورید که به معنای واقعی کلمه در عدم
امکانات مطلق زندگی میکند، نه رایانهای دارد، نه پلی استیشنی، نه دوچرخهای دارد
و نه صدا و سیمایی، نه کتابی، نه مدرسهای، نه حتی دختر همسایهای! نه غریبهای نه
خودرویی، نه برقی، نه گازی، نه تلفنی، نه حتی مواد مخدری که با توسل به آن بتوان
از دست این همه سیاهی موقتا فرار کرد! اینها هیچ کدام اختراع نشدهاند، چه میگویم؟!
حتی کلمه اختراع هم هنوز اختراع نشده! حال با این شرایط بغرنج و تحت
فشارهای عصبی و روانی طاقت فرسا طرف از سر غفلت و اشتباه برادر خود را کشته. کشته
که کشته، جنایت که نکرده! بالاخره همه ما رفتنی هستیم، اما بگذارید کودکان معصوم
کمی شیطنت کنند تا در بزرگسالی عقدهای نشوند! دهقانی فداکار با
دستانی پینه بسته که گندم میکاشت و استقلال درو میکرد قربانی عدم پذیرش قربانیش
شد! گریبان وجدان خود را بگیرید! آخر در اوضاع و احوالی که نه کود شیمیایی وجود
دارد و نه سموم دفع آفات نباتی، نه تراکتوری هست، نه چاهی برای آب دادن و نه حتی
یک بیل خشک و خالی، آن هم با این شرایط خشکسالی چه امیدی هست تا این کشاورز
پابرهنه ستمدیده خرده پا، محصول گندمش طوری باشد که مقبول افتد؟ و در نهایت به
تمامی اینها اضافه کنید که پدر و مادر قابیل-که بنا به ملاحظاتی از آوردن اسمشان
معذوریم- هم در بهشت فریب شیطان را خورده بودند و این پدر و مادرها چه انتظارات
عجیب و توقعات فوق طاقتی دارند از فرزندانشان. از کوزه همان برون تراود که در
اوست!

غروب یکی از روزهای سرد زمستان بود. مدتها بود که به علت بیکاری کار روزانه دهقانان پایان یافته بود. دهقان فداکار هم دست از کار کشیده بود و به ده خود باز میگشت. قطار شماره 666 تهران-ارومیه در حال طی کردن مسیرش بود. ناگهان دهقان فداکار دید که در قسمتی از مسیر، کوه ریزش کرده و جان مسافران قطار در خطر است. دهقان فداکار به فکر فرو رفت...
پایان اول:
دهقان فداکار فی الفور پیراهن خود را با حفظ موازین درمیآورد
و پس از اندکی تردید، به صورت خودجوش آن را به نفت آزاد چراغش آغشته میکند. آن را
بر سر چوب دستیاش میبندد و آتش میزند. سپس به سوی قطار میدود و لوکوموتیو ران
را متوجه خطر میکند. لوکوموتیو ران ترمز میگیرد اما از آن جا که لوکوموتیو مذکور
همان لوکوموتیوی است که در سال 1315 راه آهن ایران با آن افتتاح شده و هنوز بوی آن
خدا نیامرز را میدهد و به دست متخصصین جوان داخلی 13 بار اورهال
شده، ترمزش عمل نمیکند و سرنشینان قطار
دلاورانه عروس مرگ را در آغوش میکشند و با زندگی پست و بیارزش مادی خود وداع میکنند.
پایان دوم:
دهقان فداکار با احتساب قیمت واقعی نفت، آتش زدن پیراهن خود را مقرون به صرفه نمیبیند. از طرفی در آوردن پیراهن و داشتن پوشش نامناسب را هم به صلاح نمیداند. لذا ترجیح میدهد تماشاگر این حادثه دلخراش و دراماتیک باشد. اما از آن جا که دهقان فداکار انسان خودخواهی نبود، با خود فکر کرد که حیف است تنها او آن صحنه را ببیند، لذا با وجود سرمای شدید هوا، فداکارانه دست خود را به همراه گوشی از جیبش بیرون آورده و آن صحنه جانکاه را ثبت و ضبط میکند تا دیگران هم بتوانند از موهبت دیدن چنین صحنهای بهره مند شوند. قطار به سنگها برخورد میکند و مسافران کشته و زخمی میشوند. (خوانندگان تیزبین توجه دارند که عدم آگاهی سرنشینان قطار از حادثه باعث عدم اشاره ما به دلاورانه برخورد کردن آنان با مرگ بوده است که البته این مسئله چیزی از ارزشهای آنان کم نمیکند).
در پایان، متخصصین جوان داخلی قول دادند در صورت جمع آوری قطعات قطار حادثه دیده از روی زمین، با تف آنها را بار دیگر به هم چسبانده و قطار را بهتر از روز اول به ناوگان راه آهن کشور اضافه کنند.
کلمهها و ترکیبهای تازه:
اورهال= حال بیش از حد دادن، به قطاری که سالها پیش باید از رده خارج میشده، حال دادن و آن را تا قیام قیامت استعمال کردن
پرسشها:
1- کدام پایان بیشتر به دل شما نشست؟
2- به نظر شما دلیل اصلی حادثه به غیر از اشتباه لوکوموتیوران چه چیزی میتواند باشد؟
3- به نظر شما پس از امریکا و رژیم غاصب صهیونیستی، مسئول اصلی این فاجعه چه کسانی هستند؟
4- به نظر شما چرا مسافرین آن قطار، هواپیما را برای سفر خود انتخاب نکرده بودند؟

ایالات متحده امریکا کشور پهناوری است با مخازن غنی نفت، معادن لایزال زیرزمینی، تنوع آب و هوایی، نیروی عظیم انسانی و... . لکن علیرغم تبلیغات دروغین رسانههای امپریالیستی، شهروندان امریکا جزو بدبختترین مردم جهان به شمار میآیند. از آن جا که باور کردن این حقیقت به غایت دشوار بوده و دور از ذهن مینماید، دلایل محکم کارشناسان ما ذیلاً آمده است:
1) امریکا کشوری جنگ زده؛ ما که خودمان در قرن قبل پس از جنگ با متفقین در دوران رژیم منحوس پهلوی –که با خروج تحقیر آمیز نیروهای اشغالگر از خاک وطن با پیروزی غرور آفرین به پایان رسید- تنها یک جنگ هشت ساله با رژیم بعثی عراق را تجربه کردهایم، کماکان بازسازی مناطق جنگ زده کشور پس از حدود بیست سال به پایان نرسیده و زخمهای کهنه آن بر پیکر رنجور مام میهن بر جای مانده. حال تصورش را بکنید کشوری مانند امریکا که سالهای متمادی با آلمان، ژاپن اصل(!)، کره شمالی، ویتنام، یوگوسلاوی، افغانستان، عراق و... جنگ گرم، با شوروی، چین و کوبا جنگ سرد و با اوکراین و گرجستان و ایران جنگ نرم و ولرم داشته و در حالی که اکثر قریب به اتفاق این جنگها تحمیلی بوده -جنگ را به طرف مقابل تحمیل کرده!- مردم مظلوم و جنگ زدهاش چه حال و روزی میتوانند داشته باشند؟!
2) جرج بوش؛ حقیقتاً انسان حاضر است در حومه اسفل السافلین با ابوجهل و ابولهب محشور شود و در حمل حطب هم به عیال ایشان کمک کند اما یک ثانیه هم فرد ابله، کودن و بی لیاقتی چون جرج بوش پسر رییس جمهورش نباشد! حال میتوانید عمق فاجعه مردم ستمدیده امریکا را درک کنید که هشت سال تمام این جرثومه حماقت را چون خاری در گلو و استخوانی در چشم تحمل کردهاند؟!
3) سردمداری استکبار جهانی؛ اصولاً از آن جایی که امریکا خودش مظهر و پرچمدار استکبار جهانی به شمار میآید، دیگر استکبار مافوقی وجود ندارد تا مردم این کشور بتوانند برای حفظ ارزشهای مسیحی هم که شده به مقابله با آن برخیزند و کسب انگیزه و نیرو کنند!
4) نبود یارانهها؛ حکومت غاصب و جائر امریکا سالهای سال است که حتّی یک سِنت خشک و خالی هم بابت یارانه نان و آب و انرژی به مردمش نپرداخته و به جای رسیدگی به حال نیازمندان و محرومان کشور، بخش زیادی از بودجه سالانهاش را صرف کمکهای مالی به رژیم اشغالگر قدس میکند. مردم مظلوم امریکا اساساً یارانهای ندارند که بخواهد نقدی باشد یا قسطی، هدفمند باشد یا بیهدف! مثلاً در حوزه سوخت، اولاً کمبود جایگاههای CNG چنان شدید است که حتی یک جایگاه از این دست هم وجود خارجی ندارد! ثانیاً خودروهای امریکایی همگی بسیار پر مصرف بوده و مردم این کشور برای حمایت از تولیدات داخلی مجبور به خرید و استفاده از آنان هستند. شما تصور کنید که یک خودروی امریکایی غول پیکر با باکی در حدود 70 لیتر را اگر ماهیانه چهار بار بنزین بزنند، با فرض بنزین به قرار لیتری یک دلار، میشود 280 دلار یا به عبارتی حدوداً 280 هزار تومان وجه رایج مملکت ما! آن وقت یک کارمند ساده با حقوق متوسط ماهیانه 400 دلار، چطور شکم خود و زن و بچه و ماشینش را سیر کند؟! تازه فقط شکم مادر مرده که نیست، روغن و لاستیک و فیلتر هوا و روغن ترمز هم هست!
با این اوصاف آیا نباید سجده شکر به جای آوریم و از ایزد منان، سپاسگزار باشیم که ما را امریکایی نیافرید؟!
اَشکلِ مشکلات ما این است که نه اهل کتاب مسلمان اند و نه مسلمین اهل کتاب!