تبليغاتX
مقراض تناقض
انشا الله چيزي نخواهم نگاشت تا ذهن ناظران را به مقراض تناقض بگزد
 زدودن چند توهم
 

iran-1.jpg image by sheanum_2007

 

برای ما ایرانیها اصولا و فروعا مرغ همسایه غاز است. با وجود این که خودمان بهترین تاریخ، بهترین فرهنگ، بهترین تمدن، بهترین سطح زندگی، بهترین تیم ملی و حتی خیلی بهترین چیزهای دیگر را داریم، باز چشممان به وضع دیگران است. دلیل اصلی این مسئله هم چیزی نیست جز نبود اعتماد به نفس حاصل از هژمونی رسانه‌ای غرب و ایادی داخلی استکبار جهانی و جهل مرکب عناصر خودسر و خودجوش و خودزن! آن قدر در بوق و کرنا دمیدهاند که ایرانی طفل معصوم واقعا باورش شده که هر چه صفت مذموم وجود دارد، «نزد ایرانیان است و بس!»
آن چه در ادامه آورده شده، تلاشی است خالصانه و صادقانه در راستای توهم‌زدایی از ساحت پاک ایرانیان غیور. به چند نمونه از این تهمت‌ها می‌پردازیم و رمزگشایی می‌کنیم که مثلا ایرانی‌ها چی هستند؟

نا اهل مطالعه!
حتما این جمله کلیشهای را بارها و بارها شنیدهاید که سرانه مطالعه هر ایرانی در سال حدود چند دقیقه است(و لابد برای خارجیها هم چند هزار ساعت!). واقعا خبری از این عجیب‌تر و خنده‌دارتر شنیده بودید؟! اولا از کجا میفهمند که یک فرد چقدر در روز کتاب می‌خواند؟ اصلا مگر میشود فهمید؟! شاید بگویند به خاطر خلوت بودن کتابخانه‌های عمومی است. پاسخ این شبهه را باید در نازل بودن قیمت کتب فارسی نسبت به مشابه خارجی جستجو کرد. بدیهی است در شرایطی که قیمت هر کتاب خارجی چند ده و گاهی چند صد یورو است، آن اروپایی مستضعف بدبخت بیچارهای که پول ندارد نان بخرد(و میرود نان میدزدد و به بیست سال زندان محکوم می‌شود!) مجبور است علیرغم میل باطنی به عضویت کتابخانه‌های عمومی درآید. اما بحمدالله در کشور ما قیمت کتاب مانند قیمت سایر اقلام ارزان است و هر کس به راحتی میتواند کتب مورد نظرش را خریداری نماید. الحق و الانصاف باید به مسئولین مربوطه دست مریضاد گفت!

پارتی و پارتی‌بازی
یا العجب! خجالت نمیکشند این اراجیف را به خورد ملت می‌دهند؟! تو را به خدا خودتان قضاوت کنید. پارتی و علی‌الخصوص پارتی مختلط در ایران بیشتر است یا در 1+5؟! اصلا مگر این پرسنل خدوم نیروی انتظامی مجال میدهند که پارتی-اعم از مختلط و غیر مختلط- برگزار شود؟ ضمنا در ایران اصلا بازی‌ای تحت عنوان «پارتی‌بازی» وجود خارجی ندارد. دختران خاله‌بازی و پسران تیله‌بازی میکنند و لاغیر. حال این به اصطلاح پارتی‌بازی چه صیغه و متعه‌ای است؟ والله نمیدانم!

تقلب
چه تقلبی؟ چه کشکی؟ چه دوغی؟! اگر شما عمال استکبار میخواهید اختشاش(اغتشاش سابق) کنید، خوب یک اسم رمز بهتری انتخاب کنید. اسم رمز که قحطی نیست! در ثانی، تقلب فوقش یکی، دو تا، پنج تا! نه این همه! در ثالث، چرا به این چینیهای متقلب گیر نمی¬دهید که هر وقت محصولی به بازار میآید، از سه روز قبل مدل تقلبی‌اش را چینیها روانه بازار کردهاند؟!

دروغ گویی
واقعا که بی جنبه‌اید! حالا یک چوپانی پیدا شده و برای سرگرمی یک دروغکی گفته. چرا از کاه کوه می‌سازید؟ در ضمن به قول سعدی «دروغ مصلحت‌آمیز به از راست فتنه‌انگیز.» از همه اینها گذشته، مگر از خاطر مبارکتان رفته که آقای به اصطلاح کلینتون (Kill in Ton) آدمکش چقدر در رابطه با رابطه نامشروعش با خانم مونیکا لوینسکی(Love in sky) دروغ گفت؟! بینی و بین‌اللهی میتوانید آخرین دروغی را که از یک مسئول شنیده‌اید به یاد آورید؟ من که چیزی یادم نمی آید!

 

منبع: http://www.itanz.net/2009/10/post_117.php

|+| نوشته شده توسط آتبین محبتی در یکشنبه سوم آبان 1388 | موضوع: |
 در مذمت سهميه بندي جنسي
 

                    کلاس درس دانشگاه آزاد

در خبرها آمده بود که با وجود اعمال سهميه بندي جنسي در برخي رشته­هاي دانشگاهي، دختران 63% و پسران 37% ورودي دانشاه­ها را به خود اختصاص داده اند.

"اصلا يکي نيست به اين آقايان بگويد که مگر جنسيت هم بنزين است که آن را سهميه بندي مي­کنيد؟! آخر چرا بايد اين بي عدالتي آشکار را تحمل نمود و به اين تزوير ناجوانمردانه تن داد؟ چرا اين قدر به نيمي از جامعه ظلم مي­شود؟! چه کسي پاسخگوست؟ ..." 

اين دست سوالات قطعا ذهن شما دوستاني که با اين روش و منش مشکل داريد را آزار مي­دهد. لکن هر مشکلي راه حلي دارد و راه حل اين معضل هم اين است که فوائد فزوني گرفتن دانشجويان دختر بر پسر را در دانشگاه­ها به اطلاع مسئولين ذي ربط برسانيم تا بدون خون و خون ريزي و با حداقل هزينه، به خواسته بر حق ما مبني بر لغو کامل سهميه بندي جنسي اقدام نمايند. جالب است بدانيد عدم وجود سهميه حتي براي پسران هم فوائد بي شماري دارد که اگر آن­ها هم بدان متفتن شوند، در راه عادي شدن وضعيت سهميه کمر همت خواهند بست!

اهمّ فوايد بدين قرار است:

·         براي پسراني که به دانشگاه راه پيداکرده اند، تنوع و تکثر دختران شرايط محيا و کاملا Optional ي در راستاي انتخاب همسر براي آن­ها به ارمغان مي­آورد.

·        براي آن دسته از  پسراني که بنا به هر دليلي نتوانسته اند به دانشگاه راه پيدا کنند، احتمال اين که همسر آينده شان تحصيلاتي بالاتر از آن­ها داشته باشد، بيشتر خواهد بود و اين نکته مثبتي است! البته اين مورد در شرايطي است که دولت اقدام به وارد کردن پسران تحصيل کرده از چين ننمايد!

·        از آن جايي که اصولا بهره هوشي(IQ)  آقايان به مراتب بيشتر از خانم­هاست و دختر ليسانس با تقريب خوبي به اندازه پسر ديپلمه مي­فهمد(البته عدد مربوطه گرد شده)، لذا سطح فکري زنان و شوهران آينده به هم نزديک شده و وقوع طلاق را کاهش مي­دهد.

·        هنگامي که دختران مشغول تخصيل علم و دانش هستند، پسران مي­توانند از خلا حضور آن­ها در بازار کار استفاده کرده و مشغول به کار شوند. ممکن است برخي دوستان ايراد بگيرند که در اين شرايط بيکاري، اصلا نمي­توان کاري پيدا نمود. در پاسخ بايد گفت که به هر حال با ديپلم بيکار بودن رنج کمتري دارد نا با فوق ليسانس و دکتري!

·        از آنجايي که معمولا پسرها اهل شلوغ کردن هستند و ذاتا استعداد خوبي در خس و خاشاک شدن دارند، حضور حداکثري بانوان در دانشگاه­ها از نظر امنيتي هم بسيار منطقي تر است.

·        از آن رو که بهانه اصلي ناکامي تاريخي علمي، ادبي، هنري و ... نسوان، عدم داشتن امکانات و شرايط برابر با آقايان در طول تاريخ بشريت! است، لذا با حضور گسترده نسوان در دانشگاه­ها، اين بهانه هم از آنان گرفته شده و از اين توهم خود ساخته خارج گرديده و طعم تلخ واقعيت را خواهند چشيد.

·        اما مهمترين نکته اين که پيدا کردن سوژه و موضوع براي طنز نويسي، بسي راحت تر از قبل خواهد شد!

 

|+| نوشته شده توسط آتبین محبتی در پنجشنبه سی ام مهر 1388 | موضوع: طنز |
 با رشته هواشناسی آشنا شویم
 

 

 

ظاهرا بنا بر اين شده تا از اين به بعد ستوني با نام آشنايي با رشته­هاي دانشگاهي ايجاد شود و هر بار يکي از دانشجويان يکي از رشته­هاي دانشگاهي در مورد رشته خود توضيحاتي بدهد. از آنجا که بنده حقير از ريش سفيدان نشريه محسوب مي­شدم، قرار شد فتح باب اين ستون با قلم بنده صورت گيرد.

اما در رشته وزين و شيرين هواشناسي، از آن جا که سر و کار مداوم با اندزه گيري دماي هواست، انسان سرد و گرم روزگار را مي­چشد و در مدت کوتاهي به پختگي و کمال مي­رسد! از سوي ديگر يک هواشناس زودتر از هر شخص ديگري مي­تواند جهت وزش باد را تشخيص داده و اگر شمّ سياسي اش خوب باشد، خيلي سريع خود را در مسير حرکت باد موافق قرار مي­دهد و از اين جاست که اين رشته بسيار به رشته علوم سياسي نزديک مي­شود. مثلاً در همين مقوله رطوبت سنجي ما متوجه شديم که اصولا رابطه مستقيمي بين رطوبت هواي نزديک زمين و نرخ تورم وجود دارد! از طرف ديگر طبق تحقيقات ما مشخص شد که اين خس و خاشاکي که آسمان تهران و چند شهر ديگر را پوشانده بود، بيش از اين که مربوط به کشورهاي غربي باشد، به برخي همسايگان خشک و لا يزرع ما وابسته است! يک مورد ديگر هم که مربوط هم مربوط به هواشناسي است و هم علوم سياسي و شيمي، گروه فشار است! خود بنده متوجه شده ام که در روزهايي که خس و خاشاک آسمان پايتخت را مي­پوشاند، فشار سنج­ها اعداد بيشتري را نشان مي­دهند! بچه­هاي شيمي، نام "عناصر خودسر" را روي آن­ها نهاده اند. راستش را بخواهيد بچه­هاي اين بچه­هاي شيمي مي­گويند ان شاء الله با برخورد قاطع مسئولان اين عناصر خودسر را به زودي در گروه گازهاي نجيب خواهيم ديد!

امّا مورد بعدي، انواع بارندگي است، باران رگباري، باران اسيدي، باران کوثري و ...! که همان گونه که پيداست يکي از انواع بارندگي­ها بين مخاطبين سينما طرفداران زيادي دارد!

نکته ديگر، انواع جبهه­ها است که مهمترين عامل ايجاد بارندگي هستند. جبهه­ها محل تلاقي توده­هاي هواي گرم و سرد اند و انواع مختلفي دارند؛ جبهه گرم، جبهه سرد، جبهه مخلوط، جبهه مشارکت، جبهه فراير اصولگرا و ... . که از مورد سوم به بعد، اگر اشتباهي کنند، باعث باراني شدن آسمان چشمان مردم مي­شوند!

و اما مهمترين نکته اين است که مکاتب متعددي در تبيين پديدارهاي جوي موجودند و از زمره آن­ها، مکتب سوييس که باب طبع دوستداران و عاشقان پول و مکنت است! بنده توصيه اکيد مي­کنم که براي يک بار هم که شده اين رشته را امتحان کنيد... تا ابد مشتري ما خواهيد شد!

 

شماره ۴۲ ستون آزاد، مهر ۸۸

 

|+| نوشته شده توسط آتبین محبتی در چهارشنبه پانزدهم مهر 1388 | موضوع: |
 این هاشمی دوست داشتنی!
 

 

 

هاهاها! مردم از خنده. خدایا چی آفریدی تو! تبارک الله احسن الخالقین واقعا.

طبق خبر ثانیه نیوز، بیانیه‌ی اجلاس اخیر مجلس خبرگان رو که احمد خاتمی مسوول تنظیمش بوده، وقتی میارن پیش هاشمی برای تایید، سه تا شرط می‌ذاره:

اول- از عنوان "كودتاي مخملي" در جايي از بيانيه استفاده نشود.
دوم- حمايت جدي از دكتر محمود احمدي‏نژاد رييس جمهور صورت نگيرد.
سوم- به بحث‏هايي چون محکوم کردن ‏اعتراض‌هاي خياباني پرداخته نشود.

احمد خاتمی هم خوشحال و خندان و بشکن‌زنان از این که تونسته از هاشمی تایید بگیره و ببردش زیر پرچم تایید مواضع مقام رهبری، قبول می‌کنه و این موارد رو حذف می‌کنه و بیانیه به این ترتیب منتشر می‌شه.

اما خب مستحضرید که موقع قرائت بیانیه اکبر خان جیم می‌زنه و طبعا غیبت او به معنای مخالفت با این بیانیه تعبیر شد و احمد خاتمی و دوستان موندن توی خماری. وقتی یاد مصاحبه‌های احمد خاتمی می‌افتم که قسم و آیه آورده بود که رییس مجلس خبرگان بیانیه رو تایید کرده روده‌بر می‌شم از خنده! 

حیف که این جور شعبده‌بازی‌های هاشمی ندرتا به بیرون درز می‌کنه وگرنه چه حالی می‌کردم من. تازه این یه نمونه‌ی خیلی کوچیک و روزمره‌ست. نمونه‌هایی در حد کلکی که برای تموم کردن جنگ سوار کرد و به محسن رضایی چه جوری رودست زد...هاها... هر وقت یادم میاد از فرط لذت اشک تو چشمم جمع می‌شه! حیف که  هیچ وقت از بیشتر این شاهکارها خبردار نمی‌شم و از لذت فهمیدنش محروم می‌مونم :((

×××

کم‌کم داشتم برای کروبی نگران می‌شدم چون چند وقت بود برای هاشمی نامه ننوشته بود. اما خب خوش‌بختانه دیروز با انتشار این نامه ملت شریف ایران رو از نگرانی درآورد.

گرچه یکی از اهداف کروبی از این نامه به احتمال زیاد زدن هاشمی بوده اما به نظر من این نامه به نفع هاشمیه. دستش برای لابی‌گری پرتر می‌شه.

ولی خودمونیم کروبی خوب تونست در عرض هفته‌های اخیر خودش رو بالا بکشه! یادش به خیر تا همین مرداد کروبی چنان از بی‌توجهی مردم و گروه‌های سیاسی به خودش دلخور بود که گفت:

آيا به نظر شما رفتارهاي برخي از دوستان اصلاحطلب ما درست است؟ چه شده است که اکنون همان کساني که روزي معتقد بودند دوره هاشمي رفسنجاني گذشته است اينک به تجليل از او ميپردازنند و بيانيهاي منتشرميشود که در بخشهاي مختلف آن نام هاشمي آورده ميشود؟ [اشاره به بیانیه سازمان مجاهدین انقلاب که از خطبه‌های هاشمی در نماز جمعه 26 تیر حمایت کرده بود]

اما در عرض همین چند هفته با دو تا نامه به هاشمی و چند تا اظهار نظر دیگه تونست حتی موسوی رو هم کنار بزنه و خودش رو در مرکز توجه بخش بزرگی از معترضین قرار بده.

منبع: http://www.hashemi-rafsanjani.blogfa.com/post-209.aspx

|+| نوشته شده توسط آتبین محبتی در سه شنبه هفتم مهر 1388 | موضوع: متفرقه |
 تاریخ تحلیلی صدر ایران!



1-محمدعلی شاه با کمک کدام کشور مجلس را به توپ بست؟

الف- انگلستان و امریکا
ب- روسیه و چین
ج- شوروی و چین
د- روسیه‌ا

2-در زمان مظفرالدین شاه، حاکم تهران بازاریان را به چه بهانه‌ای فلک کرد؟
الف- درس نخواندن
ب- براندازی نرم
ج- سازمان دهی اغتشاشات
د- گران شدن قند

3-روز پس از کودتای سیاه، مردم در پاسخ رضاخان که نوشته بود:«حکم می‌کنم ...» چه پاسخی روی دیوار نوشتند؟
الف- امر امر مطاع است
ب- لبیک!
ج- ببخشید، شما؟!
د- گ... می‌خوری!

4-کدام کشور زیر، بیشترین مساحت را از خاک و آب ایران جدا کرده است؟
الف- امپراطوری روم
ب- امپراطوری عثمانی
ج- امریکا
د- روسیه

5-رهبران فتح تهران در جریان استبداد صغیر چه کسانی بودند؟
الف- ستّارخان و باقرخان
ب- میرحسین خان و شیخ مهدی خان!
ج- اصلا تهران فتح نشد و جمع مخالفان پانصد نفر بود
د- اصلا استبدادی وجود نداشت که بخواهند تهران را فتح کنند


6-کدام گزینه از مشایخ برجسته تاریخ اسلام می‌باشد؟
الف- شیخ سبز
ب- شیخ آلبالویی
ج- شیخ زرد چمنی
د- شیخ طوسی

7-از افراد حاضر در جمع شورای شش نفره انتخاب کننده خلیفه‌ی سوم است. عبدالرحمان ابن...؟
الف- آخ
ب- آی
ج- اَه
د- عوف

*با توجه به تغییر کتب درسی تاریخ دوره راهنمایی(حذف پادشاهان) به سوالات ذیر پاسخ دهید:

8-آریایی‌ها از کجا به فلات ایران وارد شدند؟
الف- از مناطق سیبری روسیه
ب- از مناطق مسلمان نشین چین
ج- از بهشت هبوط کردند
د- از ازل در گرمسار ساکن بوده‌اند.

9-اثر جاودانه فردوسی چه نام دارد؟
الف- چاهنامه
ب- ماهنامه
ج- راهنامه
د- گاهنامه

10-اسفندیار رویین تن چه کرد؟
الف- رستم را شکست داد
ب- در مراسم سماع مولوی شرکت کرد
ج- با مردم توران ابراز دوستی کرد
د- موارد ب و ج


11-اولین سلسله ایران چه بود؟
الف- جمهوری خلق
ب- جمهوری فدراتیو
ج- جمهوری اسلامی
د- همه موارد

12-تمدن‌های بزرگ دنیای کهن کدامند؟
الف- چین، روسیه، ایران
ب- چین، روسیه، ایران، ونزوئلا
ج- چین، روسیه، ایران، کومور
د- چین، روسیه، ایران، افغانستان، سوریه

13-جنگ‌های موسوم به جنگ‌های 1000 ساله بین کدام کشورها به وجود آمد؟
الف- ایران و انگلستان
ب- ایران و امریکا
ج- ایران و اسراییل
د- همه موارد

14-بزرگ‌ترین مفسد اقتصادی تاریخ ایران چه کسی است؟
الف- میرزا تقی خان
ب- امیرکبیر
ج- خانواده میرزا تقی خان
د- خانواده امیرکبیر

15-چه کسانی به ترتیب در حمام فین کاشان امیرکبیر را ترور و در مسجد گوهرشاد معترضین را گلوله باران کردند؟
الف- عناصر خودسر، عناصر خودسر
ب- عناصر خودسر، عمّال بیگانه
ج- گروهک موسوم به سبزها، گروهک منافقین
د- دشمنان قسم خورده نظام، دشمنان سوگند خورده نظام

16-کدامیک از افراد زیر سفّاک‌تر بود؟
الف- رضا خان منحوس پهلوی
ب- نادر خان افشار
ج- خان عباس صفوی
د- همان مورد الف


منبع: http://www.itanz.net/2009/09/post_93.php 

|+| نوشته شده توسط آتبین محبتی در شنبه چهارم مهر 1388 | موضوع: |
 عید فطر و عیدی جنبش سبز
 

ضمن تبریک عید سعید فطر، خبر رسیده که شیخ شجاع اصلاحات نامزد دریافت جایزه نوبل صلح شده! بنده این نامزدی را به فال نیک گرفته و برای برنده شدنش دعا می کنم!

 

ما بیشماریم!

|+| نوشته شده توسط آتبین محبتی در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388 | موضوع: متفرقه |
 رمضان و دعای ابو حمزه ثمالی
 

اصولا کتاب های عرفانی دکتر سروش، حال و هوای دیگری دارد. این کتاب اختصاص دارد به شرح دعای ابو حمزه ثمالی. در این روزها و شب های عزیز، خواندن این کتاب را از دست ندهید.

 

 

تفاوت میان خدای فیلسوفان و خدای پیامبران در این است که خدای پیامبران را می توان به دعا خواند٬ اما درباره ی خدای فیلسوفان فقط باید جدال و جنجال کرد. فیلسوفان همچون ریاضیدانانی که به حل معمایی مشغولند٬ گره از کار فروبسته ی خدا می گشایند٬ اما پیامبران همچون عاشقانی که با معشوقی نازنین نرد عشق میبازند٬ سخن از لطف و لطافت آن محبوب جمیل میگویند و دست مردم را در دستان نرم و پر نوازش او میگذارند. آنکه حسین بن منصور حلاج می گفت "معشوق همه ناز باشد نه راز" حق می گفت. خداوند، نه رازی است عقل ستیز ، که نازنینی است عشق پسند، برخلاف فیلسوفان، چنین مقبول خلایق افتاده اند از خداجویان برده اند.

دعا و نیایش٬ قبل از آنکه ابزار زندگی باشند٬ ابراز بندگی اند و بیش از آنکه خواهش تن را ادا کنند٬ حاجت دل را روا میکنند‌٬ و برتر از آنکه سفره ی نان را فراخی بخشند٬ گوهر جان را فربهی می دهند.

... در دعا هم از نیاز عاشق سخن می رود، هم از ناز معشوق، هم از احتیاج این، هم از اشتیاق او...

بر هوشمند سلسله ننهاد دست عشق       خواهی که زلف یار کشی ترک هوش کن

پیشگفتار کتاب حدیث بندگی و دلبردگی - دکتر سروش

 

|+| نوشته شده توسط آتبین محبتی در جمعه ششم شهریور 1388 | موضوع: دینی |
 فرازي از اعترافات الهي سياسي گاليله

به تازگی کتاب «توهمات گالیله» توسط نشر متمرکز منتشرشده است. این کتاب برای نخستین بار در جهان منتشر می شود و حاوی نکات عبرت‌آموزی از زندگی و رستگاری این فرد است.
تاریخ چیز بسیار خوب و مفیدی در زندگی بشر است و پسینیان میتوانند با آگاهی از اشتباهات پیشینیان، از تکرار آن اجتناب کنند.
یکی از منازعات بزرگ تاریخ به وسیله تقابل گالیله و کلیسا رقم خورده که ننگ ابدی را برای کلیسا... ببخشید، برای گالیله‌ی از کلیسا بیخبر ایجاد کرده و ما قصد داریم در ادامه این مطلب مستندات مسلّم تاریخی را در این باب بررسی کنیم تا ان شاء الله درس عبرتی باشد برای همه ما و به گونهای شرایط پیش برود تا نه تنها مومن، که لاادری و کافر حربی هم از یک سوراخ دو بار گزیده نشوند.

نویسنده‌ درآغاز کتاب روایتی از حضورگالیله ارائه می‌دهد:«پیرمرد با لباس خودمانی-زیر پیراهنی و پیژامه راه راه- در حالی که شلوارش از جلو و عقب پاره به نظر میرسد، طول دادگاه را طی میکند و در جایگاه خود قرار می‌گیرد. اندامی لاغر و تکیده به قسمی که مغز استخوانش بیرون زده و با نگاه اول هر بینندهای را به یاد خطبه متّقین میاندازد. دستانی پینه بسته با انگشتانی پرانتزی. تمام موهای بدن-اعم از مفید و زائد و پیدا و پنهان- به سپیدی برفهای کلیمانجارو، چهرهای که از زردی، ناظر بیمار دل را به یاد مایعی بد بو و مملو از اوره میاندازد و چهرهای مصمم و جدی با کرّ و فرّ زیاد و ابهتی وصف ناشدنی به همراه شکر خندی بر لب...» (گازتا دلا اسپرت، 5 اوریل 1632 میلادی)

و دربخشی ازکتاب اهم اتهامات وارد بر این اغتشاشگر تاریخ می‌پردازد:
1. نشر اکاذیب و اراجیف
2. توهین به مقدّسین و مقدّسات
3. اقدام علیه امنیت امّتی و تمامیت ارضی از طریق فعالیت در راستای وقوع انقلاب کوپرنیکی
4. تحریک آشوبهای خیابانی در رم، فلورانس و چند شهر دیگر ایتالیا و تخریب اموال و افکار عمومی و خصوصی.
5. همکاری با گروهک جدایی طلب باسک و سفارت کشورهای معلوم الحالی مانند بریتانیا و عثمانی

نویسنده‌ی کتاب که آدم بزرگی بوده است و به اشتباه تاریخ‌نگار وابسته محسوب می‌شده به نقل پاره‌ای اعترافات و نزدیکی او به خدا می‌نویسد. در پاره‌ای از اعترافات گالیله در دادگاه آمده است:

«باید بگویم که این پتانسیل و ظرفیت در ایتالیا وجود داشت، امّا این که آقایان واقعا چنین نیّتی داشتهاند یا خیر، بنده اطلاعی ندارم. البتّه اجازه بدهید دراین لحظه‌ی تاریخی اعلام کنم که «حرکت زمین» اسم رمز آشوب بوده است و اصولاً هر اسب و استری هم که با دقّت به اطرافش بنگرد، متوجّه می‌شود که زمین ثابت است. آری دوستان، آری بازجویان عزیزتراز جان! آقای... قصد داشت با این یاوه‌سخن‌ها و اقدامات از جناب پاپ انتقام بگیرد. خوشحالم که این توطئه خنثی شد و چنین نشد. وگرنه پروژه بعدی انقلاب کبیر فرانسه که کلید می‌خورد.
آه! نفرین بر من. می‌خواهم شجاعانه درباره‌ی ابزاری شومی اعتراف کنم به نام تلسکوپ که وسیله‌ای بود برای دید زدن بانوان! با کمال تاسف باید بگویم «من ستاره و مهتاب و زهره و خورشید را هر شب با تلسکوپم پنهانی دید میزدم تا حسّ کنجکاویم ارضا شود. تلسکوپ در حقیقت چیزی بیشتر از یک وسیله لهو و لعب نیست. من خود را نمی‌بخشم. اما از کلیه کاردینالهای بزرگ و بزرگتر عذرخواهی و طلب آمرزش و مغفرت می‌نمایم.»

نویسنده به نقل از گالیله پرده از ارتباط آقایان کپلر، کوپرنیک و –سانسور!- در مجمع سالانه مهندسین و مدرّسین دانشگاه ناپل چند روز قبل از حوادث بر‌می‌دارد. و از اعترافات گالیله می‌آورد که: «آنها با یکدیگر هم قسم شدند تا در این راه پشت یکدیگر را خالی نکنند. من در این مدّت عارفانه‌ی بازداشت که بسیار کوتاه می‌نمود، هر دقیقه حس می‌کردم که دچار سیر و سلوک عرفانی و اشراقی شده‌ام. فشار سنج دوستم آقای دکتر توریچلی نشان می‌داد این اواخر دیگر به مرحله‌ی من الخلق الی الحق رسیده بودم و دیگی چیزی به مرحله "فنای در حق" نرسیده بود که متاسفانه من را آوردند اینجا و نگذاشتند به لذت های متعالی برسم.
دوستان قسم میخورم که این حرفها حرفهای خودم می‌باشد و مطمئن باشید که اینها اعتقاد صد نفر دیگر نیز هست، منتها من فکر می‌کنم آنها هنوز به درجه شجاعت و جسارت من نرسیده‌اند. من یقین دارم که اینها حرفهایی است برای سرتاسر تاریخ. تاابد هر که خواست اعتراف چون من به جسارت و شجاعت رفتارکند.

در این کتاب برای نخستین بار اتهامات دیگری از گالیله افشا می‌شود. در حالیکه ما تا امروز تنها به دلیل کشفیات علمی، او راسرزنش می‌کردیم.
در بخشی از زبان گالیله آمده است: کارهای خائنانه این دانشمندنمای سیاه پرونده منحصر به این موارد نیست. من شخصاً در ترور شاهزاده اطریش-مجارستان و شروع جنگ جهانی اول دست داشتم. معرفی آقای –سانسور!- به عنوان حلقه گم شده داروین و در نتیجه اشاعه نحله مضله داروینسم و زیست شناسی تکاملی که نقش اصلی را در ضربه زدن به مقدسات ایفا نمود نیز کار بنده بوده است. با همکاری چند کشیش کلاه‌بردار، با جعل سند، زمینهای جهنّم را به جای بهشت به مردم می‌فروختیم یا گاهی یک پلاک زمین را در بهشت به چند نفر قالب می‌کردیم. خلاصه از اغوای شیطان و بیگ بنگ گرفته تا خروج سفیانی به صورت مستقیم یا غیر مستقیم کار من بوده است.

بخشی دیگر از این کتاب مفصل و جامع به مصاحبه‌ی خبرنگاران با گالیله اختصاص دارد. در ص 123 می خوانیم:

خبرنگار: آیا شما تحت شکنجه قرار قرار داشتید؟
گالیله: من نیز اولین بار است که این رو می‌شنوم. به نظرم این توهین به من و افکار عمومی و بشریت است. توی دادگاه همه دیدن که من آزادانه و در کمال صحت و سلامت دارم حرفهایم را میزنم. چرا وقتی نتایج مجعول کشفیاتم را ارائه دادم نگفتند تحت شکنجه بوده است؟

خبرنگار: لاغر شدن شما در این فاصله زمانی مشکوک است.
گالیله: همان طور که می‌دانید من به چاقی مفرط مبتلا بودم و همین مسئله خیلی من را رنج میداد. برای همین در زندان با نرمشهایی که آقای بازپرس به من داد و با رژیم غذایی و قضایی مناسب، چنین شدم!

خبرنگار: مورد دیگری که باعث مانور ملحدین ناراست شده بود، انگشتان پرانتزی شما بود. آنها این طور ادعا میکنند که مداد میان انگشتان شما گذاشته‌اند و شما را شکنجه کرده‌اند؟
گالیله: اگر نمیدانید بدانید که در زندان بسیار به من خوش میگذشت. به حدی که من را به زور به دادگاه آوردند و اکنون نگرانی‌ام آن است که مبادا تبرئه شوم. پرانتزی بودن انگشتانم نیز معلول استعمال بیش از حد سیگار برگ اصل کوباست!

خبرنگار: سفید شدن موهایتان چه؟ ریشتان؟
گالیله: من آنها را رنگ می‌کردم. در مدت مفرح بازداشت، نتوانستم رنگشان را تمدید کنم.

خبرنگار: آثار کبودی روی بدنتان چیست؟
گالیله: مقداری به زیاده روی بنده در استفاده از سولاریوم مربوط می‌شود. مقداری هم مال خالکوبیهای زندان است.

خبرنگار: راستی، آقای گالیله، شایعه شده بود که آنجا به شما قرصهایی داده‌اند که شما را تحت تاثیر قرار داده و باعث شده این حرفها را علیرغم میل باطنی بلغور نمایید؟
گالیله: البته آری. قرص بود اما یک نوع قرص بود که می‌گفتند اگر تناول کنی، به فضا می‌روی و از آن بالا با چشمهای غیرمسلح میبینی که خورشید دور زمین می‌گردد. یک شربتی هم بود که میگفتند اگر شرب نمایی همان اثر را دارد. اما دیگر نمی‌توانی بازگردی. من با خود گفتم: چه کاری است؟ این مواد شیمیایی عوارض دارند و اینگونه شد که نه قرص خوردم نه شربت. بلکه خود در خلوت خود خالصانه به این نتیجه رسیدم که واقعا زمین ثابت است و توی دادگاه هم اقرار کردم.
باید اعتراف کنم که بازجوی من بسیار انسان شریف و مودب و روشنفکری بود و ما خیلی منطقی راجع به موضوعات مختلف بحث میکردیم. حتی در مورد هرمنوتیک گادامری و ویتگنشتاین متقدم و متوسط و متاخر!

*****

بخش پایانی کتاب «توهمات گالیله» به حکم کلیسا درباره او اختصاص دارد که به خاطر همکاریهای صمیمانه و کامل آقای گالیله با مامورین و مسئولین مربوطه، با رافت همیشگی ارباب کلیسا، تنها به چند ماه حبس ابد محکوم شد.
مطالعه‌ی این کتاب آموزنده که با تازگی و با نثری فضیح به فارسی ترجمه شده را به همگان توصیه می‌کنیم. هرچند که مشخص نیست چرا هنوز زمین به گرد خورشید می‌گردد.

 

منبع: http://www.itanz.net/2009/08/post_36.php

|+| نوشته شده توسط آتبین محبتی در چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388 | موضوع: |
 و باز هم یار مهربان
 

 

ketab.jpg

http://www.itanz.net/2009/08/post_39.php

|+| نوشته شده توسط آتبین محبتی در شنبه دهم مرداد 1388 | موضوع: |
 هاشمی همان که انتظارش بود
منبع: http://www.debsh.com/

 

دیروز به نماز جمعه رفتم. برادرم (که صبح  از مشهد رسیده بود) و دوستش هم بودند. ما از ساعت 11 و نیم آنجا بودیم اما تا ساعت 12 و نیم نسبتا خلوت بود. خیابان قدس (مجاور غربی دانشگاه تهران) نشسته بودیم. یک حصیر برده بودیم و اول توی پیاده رو توی سایه نشستیم. بعد رفتیم توی خیابان.

از ساعت یک و نیم به بعد یک دفعه جمعیت آمد. برادرم که سری تا خیابان انقلاب زده بود می‌گفت مردم جمع می‌شدند تا عده‌شان زیاد شود بعد به صورت گروهی با هم می‌آمدند. هنوز نماز شروع نشده بود که سر خیابان گاز اشک آور زدند. باد با خودش آورد سمت ما. تحملش کردیم. سخنران پیش از خطبه‌ها بالاخره حوالی ساعت 1 رضایت داد که تریبون را بدهد به امام جمعه. هاشمی شروع کرد.

**********

هاشمی همانطور ظاهر شد که انتظارش را داشتم. حرف‌هایش را بسیار هوشمندانه و البته چند پهلو انتخاب کرده بود. خطبه اول را که اختصاص دارد به مسائل مذهبی به زندگی امام هفتم شیعیان پرداخت که بیشتر در زندان بوده و شکنجه دیده و خیلی روی "ظلم" تاکید کرد. به پیامبر اسلام هم به مناسبت این روزها پرداخت و البته روی توصیه ایشان به امام علی مانور داد که گفته بود اگر مردم نخواستند حکومت کنی نکن!

در خطبه دوم هم که به سیاست اختصاص دارد به حوادث اخیر پرداخت. بر خلاف برخی، هیچ اسمی از کسی نبرد و خودش را به هیچ گروهی پیوند نزد. فقط یک بار اسم رهبری را برد و آن هم وقتی بود که می خواست بگوید شورای نگهبان از فرصت 5 روزه ایشان برای رسیدگی به تخلفات بهره نبرد! او خواستار آزادی زندانیان سیاسی و آزادی مطبوعات هم شد و از صدا و سیما انتقاد کرد.

در زیر حرف‌های محافظه‌کارانه‌اش چند مفهوم تند و تیز نهفته بود. مثلا آنجایی که گفت همین مردم در اعتراض به ظلم شاه به خیابان‌ها آمدند و آن حکومت را سرنگون کردند! تیکه‌های بامزه -ولی به نظر من حساب‌شده- هم چندتایی گفت. مثلا یک جا گفت "مردم... یعنی همین به اصطلاح معترضان!..." البته همه‌ی اینها در حالی می‌تواند برای مخاطب جالب باشد که اولا بدانیم رفسنجانی اصولا محافظه‌کار است و ثانیا او هیچگاه عضو جنبش سبز یا حتی اصلاح‌طلبان رسمی (یا به عبارت بهتر: اسمی) نبوده است که از او انتظار موضع‌گیری‌های تند و تیز داشته باشم. شاید همین نکته بود که باعث شد چند نفری بعد از تمام شدن نماز به او اعتراض شدید کنند. اما بیشتر مردمی که من دیدم راضی بودند.

************

دو تا آخوند سن و سال‌دار آمدند و توی خیابان جلوی ما نشستند. هرچه تعارف کردیم بیایند روی حصیر گفتند همین‌جا خوب است. با این قشر از لحاظ فکری خیلی مشکل دارم ولی این‌ها خیلی دوست‌داشتنی بودند. یکی شان نه فقط شعار می داد که وسط نماز مثل همه‌ی ما احساساتی می شد و کف هم می‌زد. یک‌بار هم که ما داشتیم انتقاد می کردیم برگشت و حکومت را با لفظی توصیف کرد که صلاح نیست اینجا بنویسم. آن یکی دیگر خیلی ملیح بود. یکی از صف ما بهش گفت حاج‌آقا شاه رو بردید که اینجوری بشه؟ برگشت لبخندی زد و گفت صلاح آنوقت این بود که باید شاه را می‌بردیم... خیر و صلاح البته حالا به دست شما جوان‌هاست!

**************

اواسط نماز، وقتی که بعض گلوی رفسنجانی را گرفت احساس کردم دارد اشک‌هایم سرازیر می‌شود. اول جلوی خودم را گرفتم اما بعد ریخت. نگاهی به برادرم انداختم که مبادا مرا ببیند و بعدا مسخره‌ام کند دیدم او به پهنای صورت اشک می‌ریزد!

وسط نمازی که هیچ کس هیچ کاری جز گوش دادن نمی‌کرد، یک گاز اشک‌آور انداخته بودند! از داخل دانشگاه به آنجایی که ما نشسته بودیم... خیابان قدس سر کوچه‌ی آذین.

|+| نوشته شده توسط آتبین محبتی در شنبه بیست و هفتم تیر 1388 | موضوع: |
 
 
بالا
mowj.ir